تبليغاتX
بچه های مهندسی برق-کنترل و الکترونیک
 

سلام میکنم به همگی.البته کسی که نیست،واسه بعد ها گفتم.خوب ،آهان یادم اومد،میخوام درباره ی

انجمن شعر و ادب دانشجویان عزیز دانشگاه ماهشهر بنویسم

خوب از کجا شروع کنم؟ راستش من یک بار بیشتر توی این انجمن شرکت نکردم البته به یک بار تجربه

کردن می ارزید ولی واسه من شرکت دوباره در این محفل عشق!!!  معنی نداره.

حالا تجربیاتم رو مینویسم.درواقع زمان شروع این کانون راس ساعت ۱۴ بود که البته من حدودا یک ربع

قبل در آنجا حاضر بودم.ساعت از ۱۴ گذشت،حتی از ۱۴:۱۵:۰۰ ولی هنوز ۲،۳ نفر بودیم.بالاخره کم کم

انجمن آغاز شد تازه صندلی هم واسه کسی که می خواست شعر بخونه نداشتن

خوب کسی که داوطلب نبود واسه شعر خوندن،پس مجری گرامی تصمیم گرفت که اسامی داوطلبان

عزیز رو روی کاغذ جمع آوری کنه.

خلاصه یه نفر پیدا شد که شعر بخونه(البته در این موقع تقریبا نصف صندلیها پر شده بود و بقیه هم در

حال پر شدن بودند.)خوب بریم سراغ شعره.

چشمتون روز بد نبینه ،همینکه اون بابا شعرشو خوند و رفت به سمت صندلی، یکدفعه شعرش مورد آماج

حملات کوبنده از زمین و هوا و جاهای دیگه قرار گرفت.اصلا  باورم نمیشد که این مهاجمان همون کسانی

باشند که خجالت می کشیدن شعر های خودشون رو بخونن.و تازه متوجه شدم که اونا خجالت

نمیکشیدن بلکه منتظر بودن تا یک نفر قبل از خودشون شعر بخونه و ...

بله .این بود تجربه ی یک بار حضور من در انجمن شعر و ادب.حالا هرکس می خواد بدون سانسور از قضایا

با خبر بشه یا به من ایمیل بزنه یا خودش یه بار بره اونجا تماشا کنه.

 

 

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه سی ام آذر 1385 و ساعت 2 PM |
 

Hi my dear friends

توی این پست می خوام یه خورده درباره ی خودمون (من و none) مطالبی رو به عرضتون برسونم که

گفتنشون صد البته لازم و ضروریه. من و none به همراه دو نفر دیگه جمع ۴ نفره ی خونه دانشجویی-

-مونو تشکیل میدیم. و لازم به گفتنه که ما ۴ نفر همگی هم شهری ٬ هم رشته ای ٬ هم کلاسی ٬

هم خونه ای ٬ هم اتاقی و خیلی هم های دیگه که الان یادم نیست هستیم. ولی از همه ی اینا مهمتر

اینه که بدونید ما بهترین دوستای همدیگه هم هستیم. (هستیم دیگه!)

توی پست های بعدی تک تک اعضای این خونه رو به شما معرفی میکنم تا از نزدیک باهاشون آشنا

 بشید.

+ نوشته شده توسط ROHAM در یکشنبه بیست و ششم آذر 1385 و ساعت 1 PM |
بله . بالاخره چند نفر پیدا شدن که به غذای کمی بهتر از افتضاح دانشگاه اعتراض کنند.

البته من خودم ندیدم ولی خبرشو شنیدم(البته از منابع قابل اعتماد).

ظاهرا دانشجویان محترم (نه محترمه!) بعد از دیدن و خوردن مقداری از غذای سلف سرویس دانشگاه

همگی با هم غذا ها رو روی زمین، روی هوا، روی مسوولین و روی جاهای دیگه! ریختن که یجوری اعتر

-اض خودشونو اعلام کنن.

منم به اندازه ی خودم از این اعتراض (البته نه به این شکل) دفاع می کنم و امیدوارم که تاثیری در بهبود

کیفی غذا داشته باشه، انشاء الله.

+ نوشته شده توسط در شنبه بیست و پنجم آذر 1385 و ساعت 2 PM |
 

 

خوب.از امروز پستهاي من به اسم خودم توي بلاگ ثبت ميشه.

دوستاني كه از وبلاگ ما ديدن ميكنن و داراي سايت يا وبلاگ هستن مي تونن آدرسهاي خودشون رو در

قسمت نطرات براي ما بنويسن.ما حتما نگاه ميكنيم

+ نوشته شده توسط در جمعه بیست و چهارم آذر 1385 و ساعت 2 PM |
 

سلام من NONE نویسنده دوم وبلاگ ROHAM هستم .دانشجوی سال دوم رشته ی مهندسی برق-

کنترل در دانشگاه ماهشهر .

خوب فعلا فقط خودمو معرفی کردم البته فقط خواستم یه چیزی نوشته باشم تا تعداد پستها زیاد بشه.

 اگر کسی هست که دوست داره مارو تشویق کنه تا پستهای بیشتری بنویسیم ، میتونه نظراتش رو

واسمون بنویسه که روحیه بگیریم. فعلا بای.

NONE :TACHYON_SCAPE@YAHOO.COM

+ نوشته شده توسط ROHAM در پنجشنبه بیست و سوم آذر 1385 و ساعت 11 AM |
 

سلام دوستاي خوبم

من ROHAM ، دانشجوی سال دوم مهندسی برق - کنترل در دانشگاه آزاد واحد بندر

ماهشهر هستم . با اين هدف که اين وبلاگ پُلی باشه برای نزديک تر شدن همه ما و

مخصوصآ همه بچه های گروه برق به هم شروع می کنیم .

+ نوشته شده توسط ROHAM در یکشنبه نوزدهم آذر 1385 و ساعت 0 AM |
موج سبز آزادی





Powered by WebGozar


Powered By
BLOGFA.COM