بالاخره بعد از یک ماه دوری و گذروندن امتحانا دوباره برگشتیم.
دوران امتحانا با تمامی سختی هایی که داشت تموم شد بعد از هر امتحان اگه دم در محل امتحان می ایستادید انواع و اقسام رفتارها رو میدیدید یکی خوشحال بود(
) یکی ناراحت(
) یکی از شادی میخواست بال در بیاره(
)یکی زار و زار گریه میکرد(
)(این مورد آخری معمولا در خانم ها رخ میده آخه ما پسرا پوستمون کلفته یکیش خود من. شاید باورتون نشه من هر وقت امتحانمو خراب میکنم فقط میخندم).
امتحانای تمامی گروه های دانشگاه یه طرف و امتحانای گروه مهندسی برق یه طرف دیگه. این ترم استادای گروه ما خیلی سخت گرفتن. با اینکه فرجه های امتحانای این ترم بیشتر از فرجه های هر دانشگاه دیگه ای در هر جای دنیا(!!!!) بود ولی به جرات میتونم بگم که نوع امتحانا هم از هر دانشگاه دیگه ای(حتی دانشگاه های بزرگ کشور) سخت تر بود.
البته اینا رو نگفتم که خراب کردن امتحانا رو توجیه کنم ولی این کاملا حس می شد که گروه های دیگه راحت تر بودن.
بگذریم.
همونطور که می بینید * تعداد نویسنده ها کمتر شده(نمیدونستم به جای * خوشبختانه بذارم یا بدبختانه) امیدوارم این اتفاق رو کیفیت وبلاگ تاثیر منفی نذاره.
از ROHAM عزیز ممنونم که با شعری که گذاشت نشون داد که هنوز در کنار ما هست و تنهامون نمیذاره.
در پایان این شعر رو تقدیم میکنم به عشاق. البته میدونم قول داده بودم که عشقولانه ننویسم ولی یه بار هزار بار نمیشه(بیان دیگری از ضرب المثل "یه شب هزار شب نمیشه"):
تمام آرزوهای من اینست یکی از آرزوهای تو باشم
بی صبرانه منتظر روحیه هاتون هستم.


