1- روزگار چرخهای عجیبی میخورد و همه ی آنها نشان از خامی انسان و به اعتقادم تدبیر قدرتی فراتر از
عقل و بصیرت ماست.
آن همه
علاقمندی برای حضور خاتمی و در نهایت حضور وی و استقبال مردمیای که از او
در شهرها شد و
ناگهان رفتن وی مسائلی است که شاید همچنان احتیاج به تحلیل داشته باشد اما امروز باید به آن از منظر
اتفاقی تاریخی نگریست که گذشته است و سپری شده و نبش قبر نتیجهای در بر نخواهد داشت.
2- امروز میرحسین موسوی را پس از اعلام روشن مواضعش در کنفرانس مطبوعاتی میتوان به واقع نماینده
فکری جناح اصلاحطلب دانست و امروز که به هر صورت ایشان این مسئولیت خطیر را برعهده گرفتهاند بایستی
با یاریرسانی به او سعی کرد باری را از زمین برداشت و حرکت به سوی افقی روشن را تسریع نمود.
مواضعی که مهندس موسوی در اولین گفت و گوی مستقیمش با رسانهها بیان داشت را میتوان تا اندازه ی
بسیار زیادی همان مطالباتی دانست که خاتمی نیز آن را میخواست و بیان میکرد و موسوی امروز با کلامی
نو و انرژی نو آن را با کلام مخصوص به خود بیان میکند.
3- در این فرصت تاریخی وظیفه ماست که با صبر و حوصله و دقت بیشتر به همراهی ایشان شتافته و از
مهندس و نزدیکان ایشان نیز این انتظار به جا وجود دارد که با بیان دقیقتر مواضع و عملکرد خود هر چه بیشتر
و بهتر نشان دهند که در راستای اصلاحطلبی قدم برخواهند داشت و خود را وامدار اندیشه اصلاحطلبی مردم
ایران میدانند.
شاید سکوت در این برهه که کشور در معرض یک انتخاب سرنوشتساز قرار داد و با یک سهلانگاری اندک
ممکن است داشتههای امروز نیز فردا برایمان باقی نماند، درست نباشد و بههمین دلیل بر همه است که با
فراموش کردن گذشته، با انرژیای نو در این راه همراه و همگام یکدیگر شویم تا در آینده وقتی به امروز نگاه
میکنیم دریغ کارهای نکرده را نخوریم.
حنیف مزروعیمنبع: وبلاگ دفتر بیمخاطب


